یادداشت| یک حقوقدان در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری میزان قرار داد، علل روحی، روانی و شخصیتی مؤثر بر بروز اختلافات زناشویی و گسترش پدیده طلاق از منظر فقهی، حقوقی و روانشناختی را مورد بررسی قرار داد. این یادداشت با مرور مصادیقی، چون اختلافات فرهنگی، اختلالات روانی و چالشهای شخصیتی، بر ضرورت مداخله بهموقع متخصصان برای پیشگیری از فروپاشی کانون خانواده تأکید دارد. خبرگزاری میزان – حجتالاسلام والمسلمین سید محسن هاشمی، حقوقدان در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری میزان قرار داد، به تبیین و تحلیل علل روحی، روانی و شخصیتی مؤثر بر بروز اختلافات زناشویی و نهایتاً جدایی زوجین پرداخت.
وی این نوشتار را در ادامه مجموعه یادداشتهای خود درباره عوامل منتهی به طلاق تنظیم کرده و این بار با تمرکز بر ابعاد روانشناختی و شخصیتی این پدیده، به بررسی مصادیق و آثار آن در نظام حقوقی و زندگی خانوادگی پرداخته است.
در این یادداشت آمده است:
این دسته از علل دارای طیف گستردهای از مسائل و مصادیق بوده و منشأ بسیاری از مسائل و چالشها در زندگی زوجین است.
علل مذکور بالطبع تنها ناظر به بیماریهای روانی نیست؛ و آنها را به دو گروه میتوان تقسیم کرد:
۱- اختلافات و تضادهای طبقاتی، فرهنگی عقیدتی زوجین: با نگاهی به پروندههای طلاق و جدایی زوجین نقش این دسته از علل به خوبی در ایجاد فراوانی پدیده طلاق آشکار میشود. تضادهای فکری و عقیدتی، اختلافات فرهنگی و طبقاتی و حتی گاهی اوقات یا در مواردی تفاوتهای سنی فاحش میان زوجین میتواند اختلافاتی عمیق و دامنهدار را به وجود آورد. این مسائل در بروز عدمتفاهم و ناسازگاری فیمابین زن و شوهر بسیار موثر است به گونهای که به کمرنگ شدن صمیمت در روابط زناشویی و عاطفی منجر میشود در صورت عدم چارهاندیشی برای آن و ورود نکردن متخصصین امر به موضوع، احترام، اعتماد و عشق را به حاشیه خواهد برد و باعث متلاشی شدن کانون خانواده به عنوان بنیادیترین نهاد اجتماع خواهد شد.
۲- بیماریهای روحی روانی یکی از زوجین: بحث وجود بیماریهای روحی و روانی از مواردی است که در متون فقهی و قوانین حقوقی، صراحتا به آن پرداخته شده است؛ تا به آنجا که با ذکر مولفهها و شرایطی، وجود آن باعث فسخ یا طلاق میشود؛ اهم موارد مذکور را به ترتیب ذیل میتوان بررسی کرد:
الف-جنون: یکی از موارد و عللی که در نظامات حقوقی دنیا و همچنین نظام حقوقی ایران، با احراز وجود آن در هر یک از زوجین، حق فسخ نکاح ایجاد میشود، جنون است. این امر در ماده ۱۱۲۱ قانون مدنی این گونه مورد تصریح قرار گرفته است: «جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد برای طرف مقابل موجب فسخ است.»
با توجه به اینکه این بیماری انواع، اقسام و درجات مختلفی دارد و در دستهبندی رایج در نظام حقوقی ما جنون به دو دسته دائمی و ادواری تقسیم میشود، شرط نخست برای تحقق فسخ، موضوع استقرار جنون است.
شرط دوم به زمان تحقق جنون مربوط است. در این شرایط میان زن و مرد تفاوت وجود دارد. به این ترتیب که جنون زوجه در صورتی موجب حق فسخ برای مرد خواهد بود که عیب مزبور در حال عقد وجود داشته باشد؛ لذا اگر زنی بعد از ازدواج خود مجنون شود، مرد حق فسخ نکاح را به استناد این عیب نخواهد داشت، زیرا وی حق طلاق دارد؛ اما در مرد هرگاه، جنون بعد از عقد هم حادث شود، موجب حق فسخ برای زن خواهد بود.
ب: وسواسهای فکری: وسواس فکری در زندگی زناشویی از مسائل چالشبرانگیز است و مشکلات بسیاری از این رهگذر در زندگی زوجین بروز پیدا میکند. این مقوله مشکلزا به اشکال مختلف ظاهر میشود. نگرانی مداوم در از دست دادن افراد خانواده و عزیزان، نگرانی دائمی در خصوص وفاداری همسر، نگرانی در مورد رعایت بهداشت و شست و شوی چندین باره دست و بدن در طول روز، داشتن استرس غیر طبیعی و اضطراب مزمن نسبت به امورات زندگی و… همگی از نشانههای بیماری وسواس فکری است که البته موجب سختی و مشقت برای طرف مقابل در زندگی میشود.
این موضوع میتواند یکی از دلایل درخواست طلاق به دلیل بروز مشکلات روحی روانی باشد و محاکم ما باید در خصوص اینگونه افراد تصمیم مقتضی اتخاذ کنند. بدیهی است در این گونه موارد زنان بیش از مردان مورد صدمه روحی قرار میگیرند، زیرا بایستی عسر و حرج خود را جهت طلاق به اثبات برسانند. نظر روانشناسان خبره این حوزه و همچنین تحقیقات محلی و اظهار نظر افراد امین ا زآشنایان و خویشان نیز در این موارد راهگشا خواهد بود.
ج: پارانویا: برخی از زنان و مردان دچار توهمات غیر طبیعی هستند به نحوی که تحت تأثیر فرایندی وهمآلود و غیر منطقی، معمولا تصور میکنند که دیگران برای آزار و اذیت آنها به طرق مختلف تلاش میکنند و یا در حال توطئه برای ایشان هستند. افراد متوهم که غالبا به بیماری پارانویا مبتلا هستند، میپندارند دیگران همواره در حال توطئه علیه او هستند و یکی از کسانی که همواره در مظان توهمات او قرار دارد همسر اوست. اینگونه افراد به پدر یا مادر و یا بستگان خود نیز گاه به شدت بدبین هستند و میپندارند نامبردگان با حیله، دسیسه و توطئه در صدد نابودی وی هستند.
تشخیص پارانویا دشوار است؛ زیرا همه افراد در جامعه، گاهی ممکن است با این افکار مواجه باشند؛ اما کسانی که درگیر این عارضه هستند گرفتار حسی از بیاعتمادی اغراقآمیزی هستند و در مجموع اقدامات تشخیصی از سوی پزشکان به منظور تشخیص این بیماری صورت میگیرد؛ هر چند این افراد اغلب به دلیل ترس از آسیب دیدن از سوی پزشکان و مراکز درمانی دوری میکنند و نسبت به درمان نیز مقاومت نشان میدهند.
دادگاهها و محاکم با توجه به سختی و مشقتی که از سوی طرف مبتلابه همسر وارد میشود باید به این امر توجه داشته باشند و حتیالمقدور با مشاوره و یا از طریق پزشک و روانشناس به درمان آنان بپردازند. توهمات علاوه بر بیماری پارانویا در بحث استفاده از مواد مخدر نیز قابل مطالعه است که به موقع به آن اشاره خواهد شد.
بررسی فقهی و حقوقی به مسأله علل روحی روانی و شخصیتی طلاق
از علل روحی روانی و شخصیتی موجبه طلاق و فسخ، تنها جنون است که موجب فسخ نکاح میشود و مبنای اصلی آن نیز قاعده فقهی لاضرر و لاضرار است، تا از زندگی با همسر بیمار با تمسک به طریق سهل فسخ، رهایی یابند.
در این بین استناد به افسردگی یا ضریب هوشی پایین یکی از زوجین نه از مصادیق عیوب موجب فسخ نکاح است و نه پنهان کردن آن از مصادیق تدلیس موجب فسخ نکاح؛ زیرا ضریب پایین هوشی دلیل بر سفاهت و جنون نیست و افسردگی نیز به دلیل شیوع، نوسانی بودن درجات آن و قابلیت درمان نمیتواند موجب فسخ نکاح شود و در این خصوص مطالبی گوناگون از سوی اساتید حوزه خانواده، قضات، وکلا و کارشناسان بیان شده است که نیاز به بررسی همهجانبه دارد و از حوصله این یادداشت خارج است.
انتهای پیام/
اختلافات فرهنگی و اختلالات روانی از مهمترین عوامل فروپاشی خانواده است
یادداشت| یک حقوقدان در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری میزان قرار داد، علل روحی، روانی و شخصیتی مؤثر بر بروز اختلافات زناشویی و گسترش پدیده طلاق از منظر فقهی، حقوقی و روانشناختی را مورد بررسی قرار داد. این یادداشت با مرور مصادیقی، چون اختلافات فرهنگی، اختلالات روانی و چالشهای شخصیتی، بر ضرورت مداخله بهموقع متخصصان […]
- ارسال توسط : navidadmin
- 6 بازدید
- بدون دیدگاه
















