عشق میتواند آدمی را به کجا بکشاند؟ برای «هلن جفریز» دختر جوان اهل آیداهوی آمریکا، این جاده از بیمارستان شهر نیویورک شروع شد و به دشتها و کوههای دورافتاده استان چهارمحال و بختیاری ختم شد؛ سفری که نهتنها زندگی او، بلکه نامش را برای همیشه در تاریخ و جغرافیای ایران ثبت کرد.
داستان از دهه نخست قرن بیستم میلادی آغاز میشود. هلن که در رشته پرستاری تحصیل کرده بود، برای کار به نیویورک میرود. در بیمارستان، نام یک پزشک ایرانی کنجکاویاش را برمیانگیزد: دکتر «ابوالقاسم بختیار»، پزشکی حاذق با ریشههای اصیل بختیاری که برای تحصیل به آمریکا آمده بود. این آشنایی، به یک ازدواج و سپس یک تصمیم بزرگ زندگی منجر شد: بازگشت به ایران در سال ۱۳۱۰ خورشیدی.ا
ما زندگی هلن در ایران، محدود به پایتخت نماند. او بههمراه همسرش که دغدغه خدمت به هموطنان محروم خود را داشت، راهی مناطق عشایری و دورافتاده چهارمحال و بختیاری شد.
هلن، با آن لهجه خارجیاش، بههمراه کاروانهای عشایر کوچ میکرد و با شرایطی دشوار و راههای پرپیچوخم کوهستانی روبهرو میشد، اما همه اینها مانع از آن نبود که به مداوای بیماران، آموزش بهداشت به زنان و کمک به نیازمندان بپردازد. حتی روایت شده که یک روحانی محلی را راضی کرد تا به زنان اجازه دهد در کلاسهای مراقبت دوران بارداری او شرکت کنند.
خدمات او چنان اثرگذار بود که وقتی هیئتی برای نقشهبرداری از ارتفاعات زاگرس به منطقه آمد، به پاس فداکاریهای این بانوی آمریکایی و همراهیاش در مسیرهای دشوار، یکی از کوههای بلند منطقه را «کوه هلن» نامیدند. این نام بعدها به کل دشت اطراف آن نیز اطلاق شد.
هلن پس از دوری اجباری در جنگ جهانی دوم، بار دیگر در قالب برنامه «اصل چهار ترومن» به ایران و همان مناطق محروم بازگشت و به خدمت ادامه داد. مردم منطقه به او بهعنوان یک فرشته نجات و زنی فداکار احترام عمیقی قائل بودند. او سرانجام در سال ۱۳۵۱ درگذشت و بنا به وصیتش، در کنار همسرش در جوار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد
اما نام هلن در آن دیار ماندگار شد.
امروزه «منطقه حفاظتشده هلن» با ۴۰ هزار هکتار وسعت، یادبودی طبیعی از عشق و خدمات انسانی اوست.
جنگلهای بلوط و مراتع سرسبز این منطقه، حکایت بانویی را روایت میکنند که عشق به همسر و انسانیت، او را از آن سوی دنیا به اینجا کشاند و مردم مهربان بختیاری نیز با گذاشتن نامش بر روی کوه و دشت، قدردانی خود را برای همیشه جاودانه کردند. دخترش، لاله بختیار، نیز داستان زندگی پرماجرای او را در کتابی به نام «هلنِ طوس» به رشته تحریر درآورده است.
این است داستان «هلن جفریز بختیار»؛ پرستار آمریکایی که دلهای بختیاریها را تسخیر کرد و نامش بر تن کوههای زاگرس نقش بست.




















