قتل: در پی فاجعهای خونین که صبح روز پنجشنبه، ۱۶ مرداد ماه، به وقوع پیوست و منجر به قتل چهار شهروند در اندیکا با سلاح گرم شد، تحقیقات ویژه کارآگاهان دایره جنایی پلیس آگاهی شهرستان اندیکا برای شناسایی و دستگیری قاتل آغاز شد.
جزئیات وحشتناک این قتلها حاکی از آن بود که صبح روز پنجشنبه امامی ابتدا دو پسر دایی خود را با اسلحه کلاشینکف در مقابل منزلشان به رگبار بسته و بعد از قتل از صحنه متواری شد اما ساعتی پس از آن، به دلایلی نامعلوم، پسرعمویش را نیز با کلت کمری جلوی درب خانهاش به قتل رساند و از محل گریخت.
قاتل پس از ارتکاب این جنایات، برای مخفی شدن به منزل یکی از دوستانش در روستاهای اطراف اندیکا پناه برد. اما زمانی که دوستش به دلیل تحت تعقیب بودن او از وی خواست خانهاش را ترک کند، میثم امامی بیرحمانه دوست خود را نیز در مقابل همسر و فرزندانش به قتل رسانید و تهدید کرده بود که قصد کشتن افراد دیگری را نیز دارد و این موضوع بر نگرانیها در منطقه افزوده بود.نکته قابل تأمل این است که پدربزرگ قاتل نیز در زمان حیات خود و در دوران پهلوی، یکی از اشرار و چهرههای خطرناک منطقه و یک یاغی تمامعیار بود. او به دلیل قتل همسر و پدرزنش به بدترین شکل ممکن، شش سال از دست مأموران حکومتی فراری بود و در سال ۱۳۴۸ دستگیر و تیرباران شد.
خودکشی: سرانجام حدود دو ماه پس از این قتل ها و در پی دستورات فنی مقام قضایی و تلاشهای شبانه روزی نهادهای امنیتی و انتظامی صبح دیروز ( ۲۷ مهر ماه) میرچناری، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان اندیکا بیان نمود : میثم امامی قاتل فراری که دست به قتل چهار نفر در این شهرستان زده بود پس از زمین گیر شدن در یکی از شهرستانهای همجوار در محل مخفیگاه خود دست به خودکشی زد و کشته شد.
میرچناری افزود: با توجه به دستورات قضایی که برای دستگیری این قاتل فراری انجام شد، با همکاری نهادهای امنیتی و انتظامی اشراف اطلاعاتی بسیار دقیقی از این متهم بدست آمد و افرادی که به هر نحو در فراری دادن یا مخفی نمودن و حمایت از وی دست داشتند شناسایی و دستگیر شدند.
وی ادامه داد: با توجه به این اقدامات و شناسایی محل مخفیگاه اقدامات لازم به منظور دستگیری این قاتل فراری برنامه ریزی شد و متهم که عرصه را بر خود تنگ میدید، دیشب در یکی از شهرستانهای مجاور زمینگیر شد و به زندگی خود پایان داد و بدین گونه سرنوشت کسی که موجی از نگرانی و ترس در دل بسیاری از مردم اندیکا انداخته بود برای همیشه به پایان رسید و سوالی به بزرگی وحشتی که به راه انداخته بود بی پاسخ ماند: به چه دلیل ابن چهار نفر را به قتل رساندی؟


















