• امروز : جمعه, ۸ اسفند , ۱۴۰۴
  • برابر با : Friday - 27 February - 2026
0

باورهای کهن بختیاری ۳. نقش آستاره‌( ستاره ) در زندگی بختیاری,از زمان سنجی چوپانان تا تقدیر و سرنوشت ایل :گزارش ویژه از نقش ستارگان در فرهنگ، باورها و زندگی روزمره قوم بختیاری

  • کد خبر : 10627
  • 01 اسفند 1404 - 21:18
باورهای کهن بختیاری ۳. نقش آستاره‌( ستاره ) در زندگی بختیاری,از زمان سنجی چوپانان تا تقدیر و سرنوشت ایل :گزارش ویژه از نقش ستارگان در فرهنگ، باورها و زندگی روزمره قوم بختیاری
 سارای خبر _در دل شب‌های سرد و پرستاره زاگرس، وقتی دود از سیاه‌چادرهای عشایر برمی‌خیزد و سکوت کوهستان را فرا می‌گیرد، چشمان بسیاری از بختیاری‌ها همچنان به آسمان دوخته می‌شود. نه برای تماشای زیبایی‌های فلک، که برای خواندن تقدیر خود از میان اجرام نورانی. در فرهنگ کهن این قوم، ستارگان تنها اجرام آسمانی نیستند؛ آن‌ها زمان‌سنج دقیق چوپانان، تقویم کوچ ایل‌راه‌نوردان، نشانه‌هایی از سعد و نحس، نمادهایی از زندگی و مرگ، و حتی تعیین‌کننده سرنوشت عاشقان و مسافران بوده‌اند. گزارشی که پیش رو دارید، حاصل پژوهش در باورهای عمیق و کمترگفته‌شده‌ای است که نشان می‌دهد چگونه یک قوم، آسمان را به کتابی برای خواندن زندگی خود تبدیل کرده است.

سارای خبر _در دل شب‌های سرد و پرستاره زاگرس، وقتی دود

سارا ارزانی بیرگانی _در میان پژوهش‌های متعددی که تاکنون درباره فرهنگ، زبان، پوشاک، موسیقی و آداب و رسوم قوم بختیاری انجام شده، جای یک موضوع مهم و تأثیرگذار خالی مانده است: نقش ستارگان در زندگی روزمره و اعتقادات این مردم. این در حالی است که برای یک ایل‌وند بختیاری، پس از ایمان به خداوند، پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع)، شاید هیچ عاملی به اندازه «زِلِه» یا ستاره نتوانسته است بر زوایای مختلف زندگی او سایه بیفکند و از تصمیم‌گیری برای کوچ و جابجایی تا انتخاب روز عروسی و دفن مردگان را تحت سیطره خود درآورد.

بختیاری‌ها آسمان را تفرجگاه خود می‌دانند. آن‌ها ستارگان را نه فقط برای زیبایی، که برای راهنمایی می‌نگرند و فرخندگی یا نحوست کارها در ایام هفته و ماه را با موقعیت آن‌ها می‌سنجند. این گزارش سفری است به دنیای باورهای ستاره‌ای این قوم کهن؛ از ستاره‌هایی که زمان را نشان می‌دهند تا آن‌هایی که تقدیر را رقم می‌زنند.

«زِلِه»؛ ستاره‌ای به جای ساعت

در روزگاری که نه خبری از ساعت‌های مچی بود و نه تلفن‌های هوشمند، بختیاری‌ها برای سنجش زمان چشم به آسمان می‌دوختند. «زِلِه» (Zele) نام عام ستاره در زبان بختیاری است و انواع مختلف آن، هر کدام وظیفه‌ای خاص در زندگی روزمره داشته‌اند.

۱. زله شوکن یا گا به مال؛ فرمان بازگشت گله

نخستین ستاره‌ای که در غروب آفتاب سر از افق غربی برمی‌آورد، «زله شوکن» نام دارد. این ستاره که به «گا به مال» نیز شهرت دارد، فرمان بازگشت را صادر می‌کند. چوپانان بختیاری با دیدن آن می‌فهمند که باید گله را به روستا یا سیاه‌چادر بازگردانند. «گا» در زبان بختیاری به معنای گاو است و این نامگذاری نشان‌دهنده ارتباط عمیق این قوم با دام و زندگی شبانی دارد.

۲. زله روز؛ پیام‌آور سپیده‌دم

در مقابل، «زله روز» آخرین ستاره‌ای است که با طلوع فلق صادق در آسمان محو می‌شود. این ستاره برای بختیاری‌ها نه فقط نشانه نزدیک شدن صبح، که زمان اقامه نماز صبح را نیز مشخص می‌کند. شاعر بختیاری در وصف این لحظات ناب می‌سراید:

آستاره صُوِ بگویـن سر بِکش زیوالـه

بِل خروس بُنگ بزنه بیار کُنه ماله

(ای ستاره صبح، سر از کوه زیواله بیرون بیاور / تا خروس بانگ بزند و گله را به راه اندازد)

۳. زله قافله‌کش؛ ستاره‌ای که فریبنده است

یکی از پررمزورازترین ستاره‌ها در باور بختیاری، «زله قافله‌کش» است. گاهی این ستاره چنان نورانی می‌شود که آسمان را روشن کرده و شب را مانند روز می‌کند. مردم بختیاری بر این باورند که روزگاری کاروانی در بیابان در حرکت بود. ناگهان این ستاره چنان پرتوافشانی کرد که کاروانیان پنداشتند روز شده است. آن‌ها به تصور اینکه وقت حرکت فرا رسیده، به راه خود ادامه دادند، اما ناخودآگاه به درون رودخانه‌ای سقوط کرده و همگی غرق شدند. اگرچه این داستان بیشتر اغراقی برای نشان دادن نورانیت فوق‌العاده این ستاره است، اما نام «قافله‌کش» تا همیشه بر آن ماندگار شد.

صور فلکی در آیینه باور بختیاری

بختیاری‌ها همچون بسیاری از ملل باستان، به مجموعه ستارگانی که در کنار هم شکلی را می‌ساختند، نام و داستانی نسبت داده‌اند.

هفت‌توروک؛ دب‌اکبر در قامت تشییع‌کنندگان مرده

یکی از مشهورترین صور فلکی در باور بختیاری، «هفت‌توروک» است که همان دب اکبر در نجوم جدید محسوب می‌شود. این مجموعه از هفت ستاره تشکیل شده: چهار ستاره به صورت مربع و سه ستاره دنباله‌دار در پی آن‌ها. اما تخیل بختیاری چه تصویری از این هفت ستاره ساخته است؟

بختیاری‌ها معتقدند که چهار ستاره جلویی، چهارچوب تابوت یا جنازه‌ای را حمل می‌کنند و سه ستاره بعدی در حال تشییع و مشایعت آن مرده هستند. این نگاه عمیق نشان می‌دهد که در فرهنگ بختیاری، مرگ نه فقط بر زمین، که در آسمان نیز جاری است و انسان حتی در میان ستارگان نیز از یادآوری آن غافل نیست.

گاهشماری ستاره‌ای؛ روزهای سعد و نحس در زندگی ایل

شاید مهم‌ترین و تأثیرگذارترین بخش باورهای ستاره‌ای بختیاری، اعتقاد به نحس یا فرخنده بودن روزهای خاص بر اساس موقعیت ستارگان باشد. این باور چنان عمیق است که بسیاری از تصمیمات مهم زندگی مانند کوچ، ازدواج، مسافرت، اثاث‌کشی، کشاورزی و حتی دفن مردگان بر اساس آن تنظیم می‌شود.

روزهای ماه و موقعیت ستاره

بختیاری‌ها برای روزهای مختلف ماه، بر اساس موقعیت یک ستاره فرضی یا واقعی در آسمان، احکام خاصی صادر کرده‌اند:

· اَفتَو زنون (روز اول و دوم ماه): در این دو روز، بختیاری‌ها معتقدند آفتاب ستاره را شکسته است. به همین دلیل، این روزها برای کوچ و برداشت محصول مناسب نیستند و خوش‌یمن نخواهند بود.

· قبله (روز سوم و چهارم ماه): این روزها برای کوچ کردن بسیار خوب هستند، اما با یک شرط: باید پشت به قبله حرکت کرد.

· اَفتو دَرَو (روز هفتم و هشتم ماه): در این دو روز، ستاره به درون دره رفته و غروب می‌کند. به همین دلیل، «روز آزادی» نامیده می‌شود و انجام هر نوع کاری بلامانع است.

· ستاره به خاک (روز نهم ماه): در این روز، ستاره در خاک است و زیر پای انسان‌ها قرار دارد. کوچ کردن در این روز مجاز است، اما نکته مهم این است که نباید چیزی به زمین کوبید.

روزهای نحس همیشگی

علاوه بر این دسته‌بندی‌ها، بختیاری‌ها روزهای مشخصی از هر ماه را به طور ثابت نحس و نامبارک می‌دانند:

یکم، سوم، پنجم، هشتم، سیزدهم و بیست و یکم هر ماه

در این روزها انجام هرگونه کار مهمی از جمله ازدواج، عقد، کوچ، اثاث‌کشی، مسافرت، شخم زدن زمین و حتی دفن مردگان به شدت منع می‌شود. باور بر این است که اگر کسی در این روزها اقدام به کاری کند، «ستاره او را می‌زند» و دچار بلا و مصیبت خواهد شد. مثلی قدیمی در میان بختیاری‌ها رایج است که می‌گوید:

اَر خُوی بَری رنج / دِه وِر مِن سه و پنج

(اگر می‌خواهی رنج و عذاب ببینی، در روزهای سوم و پنجم کارت را انجام بده)

مثل معروف بختیاری:

«هر روز، روز خداست / ببین ستاره کجاست»

این مثل به خوبی نشان می‌دهد که اگرچه همه روزها متعلق به خداوند است، اما برای انجام کارها باید موقعیت ستاره را در نظر گرفت و بر اساس آن عمل کرد.

ستاره موهوم و رازناک؛ ترسی که مسیر کوچ را عوض می‌کرد

یکی از پیچیده‌ترین و شگفت‌انگیزترین باورهای بختیاری، اعتقاد به وجود یک «ستاره موهوم» و نامرئی در آسمان است. این ستاره نه قابل دیدن است و نه حرکت آن محسوس، اما باوری عمیق در میان ایل وجود دارد که نباید هرگز با آن روبرو شد.

بختیاری‌ها معتقدند این ستاره در هر سمتی از آسمان که باشد، انسان باید در جهت مخالف آن حرکت کند و آن را همیشه پشت سر بگذارد. برای مثال، اگر قصد کوچ دارند و مسیرشان به سمت مشرق است، اما این ستاره موهوم در مشرق قرار داشته باشد، از حرکت بازمی‌ایستند و صبر می‌کنند تا ستاره به سمت دیگر برود. اما اگر ستاره در غرب باشد، با خیال راحت به سمت مشرق حرکت می‌کنند.

این ستاره که قابل رؤیت نیست، از نظر بختیاری‌ها دهشت‌زا و خطرناک است. نمی‌بایست با آن مواجه شد. از این رو، این باور به یک عامل بازدارنده و محدودکننده قدرتمند در زندگی ایل تبدیل شده و نشان‌دهنده عمق اعتقاد این مردم به نیروهای ماورایی و تأثیر آن‌ها بر سرنوشتشان است.

 ترانه‌ها؛ روایتگر باورهای ستاره‌ای

ادبیات شفاهی بختیاری، به ویژه ترانه‌های محلی، گنجینه‌ای از باورهای ستاره‌ای این قوم را در خود جای داده است. در اشعار خوانندگان و شاعران بختیاری، به ویژه زنده‌یاد بهمن علاءالدین، بارها به نقش ستارگان اشاره شده است. گاه آستاره را پیام‌آور صبح صادق می‌داند و گاه مظهر ظفرمندی، اقبال، پیروزی، حیات مجدد و زداینده تاریکی و پلیدی.

داستان عبده‌محمد للری؛ عاشقی در روز نحس

یکی از مشهورترین نمونه‌های تأثیر باورهای ستاره‌ای در ادبیات بختیاری، داستان عاشقانه «عبده‌محمد للری» است. این دو بیت معروف در سوگ او روایت می‌شود:

چارشنبه بیست و یکم خُم گُل بُردم

اَر دونستم اِمیره خُم نهاس اِمُردم

(چهارشنبه بیست و یکم ماه بود که من گلم را بردم / اگر می‌دانستم که او می‌میرد، خودم پیش از او می‌مردم)

این ابیات که به عنوان مرثیه‌ای برای عبده‌محمد سروده شده، به وضوح به نحوست روز چهارشنبه و بیست و یکم ماه اشاره دارد. گویا او در این روز نحس برای محبوبش گلی برده و سپس اتفاق ناگواری برایش رخ داده است. این باور چنان عمیق است که مرگ او را به روز نحسی که در آن اقدام به این کار کرده، نسبت می‌دهند.

ابیات دیگری که به زیبایی پیوند انسان و ستاره را نشان می‌دهند:

چی مه و آستاره کِـــل یک بویـــم

هُمدُرُنگ و ستین دل یک بویم

(کاش من و ستاره یکی می‌شدیم / هم‌صدا و هم‌دل می‌شدیم)

آسمون سی مُ دنگ مَدرار چه زُم ایجوری

آستاره بخت مُنِه دیه بُردی به کُوری

(آسمان برای من اینگونه نغمه سر می‌دهد / ستاره بخت مرا دیدی که به کوری برد)

 پیوند آسمانی در نوروز؛ دیدار دو خواهر

در فرهنگ بختیاری، حتی رویدادهای نجومی نیز رنگ و بوی اسطوره‌ای و عاطفی به خود گرفته‌اند. در لحظه تحویل سال نو یعنی یکم فروردین ماه، دو سیاره زهره و مشتری در یک نقطه از آسمان به هم نزدیک می‌شوند. از نظر علمی، این پدیده «مقارنه سیارات» نام دارد، اما در باور بختیاری چه معنایی دارد؟

بختیاری‌ها این دو سیاره را دو خواهر می‌دانند که سالی یک بار همدیگر را ملاقات می‌کنند. آن‌ها با در دست گرفتن دو فانوس نورانی، در آسمان به جستجوی یکدیگر می‌پردازند و وقتی به هم می‌رسند، نوری عظیم و شگفت‌انگیز پدید می‌آورند. مردم بختیاری اعتقاد راسخی دارند که در لحظه دیدار این دو خواهر، هر آرزو و حاجتی که داشته باشی، برآورده خواهد شد. این باور زیبا نشان‌دهنده پیوند عمیق عاطفی و معنوی این قوم با پدیده‌های کیهانی است.

امروز و دیروز؛ از باور تا فراموشی

بی‌تردید، در گذشته‌های نه چندان دور، بختیاری‌ها بدون اطلاع از وضعیت ستارگان دست به هیچ کار مهمی نمی‌زدند. آن‌ها برای کوچ، ازدواج، سفر، ساختن خانه و حتی دفن مردگان خود، ابتدا به آسمان می‌نگریستند و با ستاره‌ها مشورت می‌کردند. این باورها چنان نیرومند بودند که می‌توانستند مسیر حرکت یک ایل بزرگ را تغییر دهند یا عروسی را ماه‌ها به تأخیر بیندازند.

اما امروزه با گسترش زندگی شهری، فراگیری علم، ورود اینترنت و فناوری‌های نوین به زندگی عشایر، بسیاری از این باورها کمرنگ شده یا به دست فراموشی سپرده شده‌اند. افکار عمومی به سمت مسائل دیگر معطوف شده و نسل جدید بختیاری‌ها شاید کمتر از پدربزرگ‌های خود به آسمان شب نگاه کنند.

با این حال، هنوز هم در میان روستائیان و عشایر کهن‌گرا، این باورها از قوت و استحکام نسبی برخوردار است. بسیاری از کوچ‌روان هنوز هم روزهای خاصی را برای جابجایی انتخاب می‌کنند و سیزدهم و بیست‌ویکم ماه برایشان روزهای نحسی است که باید از آن پرهیز کرد.

آسمانی که فروغ خود را از دست می‌دهد

فرهنگ ستاره‌شناسی بختیاری، گنجینه‌ای بی‌بدیل از تعامل انسان با طبیعت و کیهان است. این باورها نشان می‌دهد که چگونه یک قوم کوهستان‌نشین، با نگاه به آسمان، برای خود تقویم، ساعت، نقشه راه و حتی فلسفه زندگی ساخته است. «زله‌ها» برای بختیاری‌ها فقط اجرام نورانی نبودند؛ آن‌ها دوستان، راهنمایان، هشداردهندگان و حتی قضاوت‌کنندگانی بودند که سرنوشت انسان‌ها را رقم می‌زدند.

امروز که زندگی مدرن بسیاری از این باورها را به حاشیه رانده، ضرورت ثبت و ضبط آن‌ها بیش از پیش احساس می‌شود. متأسفانه در پژوهش‌های انجام‌شده درباره قوم بختیاری، این بخش مهم و تأثیرگذار از فرهنگ آن‌ها نادیده گرفته شده است. شاید این گزارش بتواند گامی کوچک در جهت شناساندن این میراث معنوی ارزشمند باشد؛ میراثی که نشان می‌دهد بختیاری‌ها نه فقط در کوهستان‌های زاگرس، که در پهنه بیکران آسمان نیز خانه داشته‌اند.

و شاید به همین دلیل است که شاعر بختیاری در یکی از زیباترین سروده‌های خود، این پیوند ناگسستنی را اینگونه به تصویر می‌کشد:

به روز اَفتو نـه پاهُــم تــا بِدَ هــره

به شَو آستاره ها نِه ئی شمارم

(در روز پاهایم را تا کجاها کشیدم / در شب ستاره‌ها را بی‌شمار می‌شمردم)

ز آستاره هــا گـل بریزین و شونـس

بدین مه آفتو نه سی ریگو شونس

(از ستاره‌ها گل بریزید و شانس / ببینید من آفتاب را برای ریگ و شانس نمی‌خواهم.)

لینک کوتاه : https://saraykhabar.com/?p=10627
  • نویسنده : سارا ارزانی بیرگانی
  • ارسال توسط :
  • منبع : سارای خبر
  • 1114 بازدید

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 2در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.