سارا ارزانی بیرگانی _ در فرهنگ بختیاری، زبان تنها وسیله ارتباط نیست؛ گنجینهای از باورها، ترسها و آرزوهاست. یکی از این گنجینههای تلخ، نفرینهای محلی هستند که هنوز در کوچهباغهای بختیاری زمزمه میشوند. «پَری زَیده» یا «پَری زِبده» از جمله نفرینهایی است که با شنیدنش، حتی بر تن آشناترین آدمها هم لرزه میافتد.
. پریزَده؛ تیر فرشته مرگ بر قلب انسان
در باور عمومی بختیاریها، «پَری» نه تنها موجودی افسانهای و ترسناک (مشابه جن) نیست، بلکه گاهی بهعنوان نمادی از عزراییل یا فرشته مرگ هم تفسیر میشود. وقتی کسی در اوج عصبانیت به دیگری میگوید: «پری بزندت»، درواقع برای او آرزوی مرگ میکند؛ آن هم مرگی که با بال فرشتهای ناشناخته بر قلب فرود آید.
. پریزبده؛ از جنزدگی تا دیوانگی
اما این واژه تنها به مرگ ختم نمیشود. در لایهای دیگر، «پریزبده» به کسی گفته میشود که «جنزده» شده باشد؛ فردی که بر اثر تسخیر شدن توسط «پریها»، عقل و هوش از او سلب شده و دیوانهوار رفتار میکند. این دوگانگی معنایی، نشاندهنده پیوند عمیق مرگ و جنون در باور عشایر بختیاری است.
. زبان، آینه خرافات کهن
این نفرینها صرفاً کلمات نیستند؛ روایتگر باورهای نسلهایی هستند که در مواجهه با ناشناختهها، به زبان پناه میبردند تا ترس را مهار کنند. «پریزیده» هنوز در برخی مناطق بختیاری و لرنشین بهکار میرود، اگرچه نسل جدید شاید کمتر به معنای واقعیاش فکر کند و آن را فقط یک طعنه تلخ بداند.
کارشناسان زبانشناسی محلی معتقدند ثبت و بررسی چنین واژههایی، علاوه بر حفظ میراث ناملموس زبانی، به ما نشان میدهد که مرز بین دعا و نفرین، گاهی بهاندازه یک «پری» فاصله است.















